تبلیغات
در رهگذر شعر و اندیشه - گریه جهل
 
در رهگذر شعر و اندیشه
روزنوشته های محمد
درباره وبلاگ


شاعری من از دوران خدمت سربازی شروع شد. زمانی که برای اولین بار از خانواده ام جدا شدم. نامه های فراوانی برای خانواده ام به نظم آوردم. متاسفانه جوانی من در عصر نامه گذشت. اینک با تحول تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی می خواهم اشعارم را که بیشتر در قالب قصیده، غزل و مثنوی هستند در وبلاگم منتشر کنم. لطفا در مورد اشعارم نظر دهید و حتی موضوعاتی را پیشنهاد دهید تا کیفیت آنها بالاتر رود.

مدیر وبلاگ : محمد میرشاهی عادل
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
کدام قالب شعری را بیشتر می پسندید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 20 دی 1391 :: نویسنده : محمد میرشاهی عادل
وقت زادن ز فراق و غم عشقش گریان
خود فکندم بغل مادر و شیر و پستان

مهر مادر به من آموخت چو خندیدن را
گفت عجب نیست تو را گریه چو هستی نادان

عشق توست ذات خدا ذره ای در قالب تن
بگذر از هر چه به غیرش نپذیری نقصان

رو بیاموز دمی معرفت و علم و هنر
کامل از جهل مبرا و و وجودت شادان

ذره ذره شود از نور چو قلبت روشن
وصل معشوق و ز شوقش به دو عالم خندان

این شعر در بردارنده اعتقاد عمیق من به این حقیقت است که جهل باعث گریه و دانش و دانایی باعث شادی انسان می شود. همچنین عشق در دل انسان دانا او را به کمال می رساند و در دل انسان جاهل او را به سمت تباهی هدایت می کند.




نوع مطلب : غزل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر