تبلیغات
در رهگذر شعر و اندیشه - لقای او
 
در رهگذر شعر و اندیشه
روزنوشته های محمد
درباره وبلاگ


شاعری من از دوران خدمت سربازی شروع شد. زمانی که برای اولین بار از خانواده ام جدا شدم. نامه های فراوانی برای خانواده ام به نظم آوردم. متاسفانه جوانی من در عصر نامه گذشت. اینک با تحول تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی می خواهم اشعارم را که بیشتر در قالب قصیده، غزل و مثنوی هستند در وبلاگم منتشر کنم. لطفا در مورد اشعارم نظر دهید و حتی موضوعاتی را پیشنهاد دهید تا کیفیت آنها بالاتر رود.

مدیر وبلاگ : محمد میرشاهی عادل
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
کدام قالب شعری را بیشتر می پسندید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 20 دی 1391 :: نویسنده : محمد میرشاهی عادل
از ذات خداییم بود رجعت ما او
آنرا که حجاب است از او فاصله دارد

داده است به ما پرتوی از نور وجودش
در بدو تولد به میان پرده ندارد

این بار گناه است که دهد فاصله آن را
آن را که گناه است در او خانه ندارد

دیدار و لقای او بسی مرتبه دارد
لایق چو کنی خویش وصالش مزه دارد

زین روست سزاوار که او در همه عالم
خالق بود و بر همگان سیطره دارد

شب یلدا شب تولد من بود و این شعر را به همان مناسبت سرودم.




نوع مطلب : غزل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر