تبلیغات
در رهگذر شعر و اندیشه - خندیدن
 
در رهگذر شعر و اندیشه
روزنوشته های محمد
درباره وبلاگ


شاعری من از دوران خدمت سربازی شروع شد. زمانی که برای اولین بار از خانواده ام جدا شدم. نامه های فراوانی برای خانواده ام به نظم آوردم. متاسفانه جوانی من در عصر نامه گذشت. اینک با تحول تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی می خواهم اشعارم را که بیشتر در قالب قصیده، غزل و مثنوی هستند در وبلاگم منتشر کنم. لطفا در مورد اشعارم نظر دهید و حتی موضوعاتی را پیشنهاد دهید تا کیفیت آنها بالاتر رود.

مدیر وبلاگ : محمد میرشاهی عادل
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
کدام قالب شعری را بیشتر می پسندید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 20 دی 1391 :: نویسنده : محمد میرشاهی عادل
گرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم
عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن

به صدف مانم، خندم چو مرا در شکنند
کار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن

ساعت 11:11 روز کریسمس
چطور بود؟




نوع مطلب : دوبیتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 9 مهر 1392 02:44 ب.ظ
با درود فراوان زیبا تضمین کرده اید ولی دوبیتی نیست. دوبیتی وزن خاص خود را دارد. برای نمونه جد امجد شما، خاکی سروده است:
مشو غافل ز کردار محمد
از آن رفتار پربار محمد
اگر خاکی از او خواهی شفاعت
چو سلمان شو خریدار محمذ
جمعه 29 دی 1391 04:58 ب.ظ
سلام
شعراتون عالی بود....
جمعه 29 دی 1391 04:54 ب.ظ
عالی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر